شناسه: 182200

شجاعت و شهامت

به روایت از ن.م ایزانلو : بعداز سه ماه آموزش در پادگان امام حسین (ع) سازماندهی شدیم وبه اتفاق آقای اکبران به نیپ ویژه ی شهدا معرفی شدیم .دریکی از عملیات هایی که برای پاکسازی جاده ی پیرانشهر ، پاکدشت انجام گرفت.به علت برف فراوان و زمین پوشیده از برف ، بادگیرهای سفید به بچه هاداده بودند تا استتارکنند .در بین راه رودخانه ای بود که باید از آن عبور می کردیم .عمق رودخانه به حدی بود که بچه ها نمی توانستند از آن عبور کنند به همین دلیل آقای اکبران به همراه دو ، سه نفر ازبچه های اطلاعات به آبادی که در آن نزدیکی بود رفتند وبرای اینکه شناسایی نشوند خود را به عنوان کموله دمکرات معرفی کردند وبا تهدید ، یک راه مناسب برای عبور از رودخانه ازاهالی روستا گرفتند .و بعد از آمدن از همان راه به پیشروی ادامه دادیم .با اینکه کم عمق ترین قسمت رودخانه بود بازهم بچه ها تا سینه داخل آب بودند وفشار آب به قدری زیاد بود که باید دستهای همدیگر را می گرفتیم . وزنجیر وار از داخل آب عبور می کردیم .بعد از عبور از رودخانه باید از ارتفاعات بسیار بلندی عبور می کردیم چون لباس بچه ها خیس شده بود وخستگی مفرط راه باعث شد بعد از صعود به ارتفاع درهمانجا سنگرهایی بسازیم و استراحت کنیم .ساعت 12 ظهر بود وما درحال استراحت کردن بودیم که صدایی ازداخل جنگلهای اطراف شنیدیم .که می گفت: تسلیم شوید شما راه فراری ندارید.اول فکر کردیم کموله دمکراتها ما را محاصره کرده اند به همین دلیل به اتفاق آقای اکبران و دو،سه نفر دیگر برای شناسایی صدا به طرف جنگل رفتیم به آنجا که رسیدیم دو نفر از کموله ها در حال فرار هستند ، آنجا متوجه شدیم که این دونفر به خیال خودشان با گفتن تسلیم شوید می خواستند ما را بترسانند ودستگیر کنند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه