استقامت وپایداری 3
به روایت از علی اکبر حسین زاده : ناصر تعریف می کرد یک سری در تنگه چزابه حدود دو ساعت پشت تیربار بودم و آنقدر تیراندازی کردم که دیگر گوشهایم صدای تیربار را نمی شنید بعد به کمکم گفتم او بنشیند و دو نفری تا غروب همان روز استقامت کردیم تا نیروی کمکی رسید.
ثبت دیدگاه