توصیه های شهید 7
یادم می آید در منطقه سنگرمان یکی بود و در منطقه هم مار زیاد بود شب که میخوابیدیم مارها زیر پلاستیک راه می رفتند بعد یک دفعه به ایشان گفتم: این چیه که زیر پلاستیک راه می رود؟گفت:مار است که زیر پلاستیک راه می رود. گفتم: شما نمی ترسی؟گفت:نه،خداوند مارها را برای مرگ ما قرار نداده.همانطور که خودش مارا آ فریده از ما هم نگهداری می کند و گفت: بگیر بخواب و من اصلا خوابم نمی برد ولی ابوالفضل هیچ ترسی نداشت.
ثبت دیدگاه