شناسه: 182652

خاطره شماره 32 - شهید ابوالفضل اعتدالی مشهد

یادم می آید از بچه های خمین که منطقه آمده بودند با ید ما را ه را به آنها نشان می دادیم و ما می خواستیم تعویض شویم بعد ابوالفضل آنقدر با اینها شوخی کرد که آنها اصلاً احساس نمی کردند که اینجا منطقه است و در روز خیلی راحت حرکت می کردند من به آنها گفتم : اینجا عراقی هایند گفتند : ابوالفضل گفته : اینها هیچ بخاری ندارند و اصلاً از آنها نترسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه