شناسه: 182662

خاطره شماره 42 - شهید ابوالفضل اعتدالی مشهد

آخرین دیداری که با ابوالفضل داشتم موقع اذان ظهر بود رفتم آنجا نماز بخوانم که دیدم ایشان در کنار مسجد در حال گرفتن وضواست و اتفاقاً قبل از عملیات ایشان با لباسی ساده وقیافه ی مظلومانه ای دیدمش و از من خواست که او را حلال کنم وحتی موقع نماز که در کنارم هم نشسته بودیم می گفت : جلیل ، مرا فراموش نکنی و رفتارش طوری بود که می خواهد اتفاقی رخ دهد و من حدس می ردم که ابوالفضل در این عملیات به شهادت خواهد می رسد و ابوالفضل به آن درجه ای که می خواست رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه