شناسه: 182772

دوران تحصیل

به روایت صدیقه رضازاده : علی اکبر سال اول دبیرستان چند تجدید آورد و از این مسأ له خیلی ناراحت بود. وقتی به خانه آمد خودش را زندانی کرد. رفتم با علی اکبر صحبت کردم و گفتم اشکالی ندارد. جبران می کنی. گفت: برای من مردن خوب است. با توجه به این که پدر و مادر زحمت زیادی برای من می کشند نباید تجدید می آوردم. درس هایی را که نمره نگرفته بود در شهریور امتحان داد ولی متأسفانه باز هم نمره قبولی را نگرفت. سال بعد او را به مدرسه دیگری فرستادیم و از آن موقع به بعد تجدید نیاورد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه