شناسه: 182939

تعاون و همکاری

به روایت از طیبه شجاع : یادم می آید در دوران انقلاب یک شب پدرم نزدیکیهای صبح به منزل آمدند وقتی از ایشان سوال کردم که چرا دیشب به منزل نیامدی ؟ گفت : به شعبه نفت برای گرفتن نفت رفتم ومسئول آن شعبه به غیر ازخودش کس دیگری کمک دستش نبود ومن برای کمک کردن به او آنجا ایستادم ونفت را تقسیم کردیم و کار مردم را راه انداختیم بعد گفتم : حالا نوبت نفت خودمان کجاست ؟ گفت : نفت تمام شد و به خودمان نرسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه