امر به معروف و نهی از منکر 2
به روایت از طیبه شجاع : یک روز ایشان تعریف می کردند که در پارک ملت دو جوان را دیدم که چاقو وسرنیزه به همراه دارند به آنها گفتم : اینها را چرا به همراه دارید ؟ گفتند : برای اینکه زمانی که دعوا شد بتوانیم از آنها استفاده کنیم عمویم می گوید : این کار درستی نیست و اگر کسی با شما درگیر شود شما بدون سلاح هم می توانید از حق خود دفاع کنید و دیگر نیازی به این چیزها نیست که آنها را به همراه داشته باشید وقتی مقداری راه رفته بودند آن جوانها برمی گردند وچاقو و سرنیزه را به عمویم می دهند ومی گویند شما اینها را برای یادگاری نگه دارید و قول مردانه می دهیم که دیگر توی جیبمان از این چیزها نگذاریم .
ثبت دیدگاه