اعتقاد به ولایت
به روایت از رمضان استاد :یکبار که غلامحسین در جبهه برگشت چون در شهرستان به عنوان یکی از کوچکترین رزمنده هایی بود که به جبهه اعزام شده بود در یکی از مراسمات هدیه ای به او دادند . وقتی به خانه آمدیم با خوشحالی کادو را باز کرد با دیدن عکس امام به آن خیره شد لحظه ای سکوت کرد بغض کرد و اشک در چشمانش حلقه زد و شروع به گریه کرد و از ته دل با صدای بلند گفت : ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند .
ثبت دیدگاه