لحظه و نحوه شهادت
راوی صالح توکلی: بنا به دستور قرار شد ما هنگام عملیات خط شکن باشیم. محمد حسن خیلی خوشحال شد و از خوشحالی نمی دانست چکار بکند. طبق تعریف خودش شبهای قبل هم خواب دیده بود که شهید می شود. برای همین خوشحالی او دو چندان بود. زمانیکه در خط مستقر شدیم و همه در سنگر منتظر بودیم تا حمله شروع شود می خواستیم هوا کمی تاریکتر شود تا حمله کنیم. در همان لحظه خمپاره مثل باران روی سرمان می بارید. برادر ارگی و شهید صادق با فرمانده داخل یک سنگر بودند برای لحظه ای گلوله قطع شد دیدیم که همه سالم هستند. دوباره باران گلوله شروع شد و در همین حین صدایی را شنیدم یکی از همرزمان بلند شد و رفت تا کسانیکه مجروح شده اند را به آمبولانس منتقل کند. دوباره صدایی را شنیدم، نگاه کردم سنگر برادر ارگی خراب شده است. آنها جلوی سنگر افتاده اند، جلو رفتم، دیدم ترکش به پشت گردن محمد حسن خورده و او شهید شده است.
ثبت دیدگاه