شناسه: 184064

مبارزه با ضد انقلاب و منافقين

راوی ولی الله اخروی محبی: در تاریخ 62/7/24 که مصادف با روز تاسوعای حسینی بود صبح برای انجام یکسری عملیات از پادگان خارج شدیم عصر همان روز به پایگاهی در نزدیکی سردشت رسیدیم شب عاشورا ساعت دوازده حرکت کردیم و صبح به نزدیکی یکی از پایگاه های ارتش رسیدیم تمام طول شب را در جاده ای که در میان کوهها و قله های سر به فلک کشیده ساخته بودند راهپیمایی کردیم تا این که صبح به پایگاهی که گفتم رسیدیم آن روز را در آن جا ماندیم ساعت 5 بعد از ظهر عاشورای سال1404 ه.ق مصادف با 62/7/25 به سوی هدف های از پیش تعیین شده حرکت کردیم شب را راهپیمایی کردیم تا به مرز عراق رسیدیم از آن جا مسیر حرکت بسوی هدف هایی که قصد استقرار در آن را داشتیم مشخص شد و صبح بر روی قله های لک لک یک و دو مستقر شدیم. روز شنبه 62/7/26 درگیری شروع شد از یک سو خائنین که عبارت از کومله و دمکرات بودند و از دیگر سو بعثیون عراقی بودند که به حمایت از مزدوران داخلی برخاسته بودند و در مقابل آن ها یاوران اسلام و قرآن بودند بعد از ظهر همین روز معاون گردان ما محرابی شهید شد-گردان علی بن ابیطالب علیه السلام-روز بعد 62/7/27 گلوله های توپ بعثی ها که به یاری مزدوران خود برخاسته بودند بر سر ما باریدن گرفت و این کار تا شب ادامه داشت شب62/7/28 آغاز عملیات والفجر چهار را از منطقه ی مریوان و بانه اعلام کرد ساعت11 روز 62/7/28 نیروها توسط هلی کوپتر پیاده شدند و ما مسیر زیادی را پیاده طی کردیم تا به جاده رسیدیم و از آن جا به وسیله ی ماشینی به سر دشت رفتیم ولی یک گروهان از گردان ما آن شب در قله ی لک لک که قله ی مهمی بود ماند و صبح روز 62/7/29 در سر دشت به ما خبر دادند که دیشب مزدوران کومله و دمکرات به آن ها حمله کرده اند و تعداد یازده نفر را به شهادت رسانده اند و هفده نفر را مجروح کرده اند در بین شهدا دو نفر از دوستانم بنام توکلی و بهرامی به چشم می خورد در این عملیات چهل و هشت روستا آزاد شد و ده کیلومتر از جاده ی سردشت پاکسازی شد فرمانده ی گردان ما برادر اصغر حسین خانی مقدم بود و من بی سیم چی گردان بودم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه