شناسه: 184138

آخرین وداع با خانواده

هنگامی که من با رمضان در تیپ ویژه شهدا بودم یکروز عصر من را صدا زد و گفت : برادر جان بیا با شما کاری دارم می خواهم وصیت نامه ام را برایت بخوانم . وصیت نامه اش را برایم خواند و گفت : برادر جان ما دیگر همدیگر را نمی بینیم و تا جایی که توانستیم گریه کردیم و ازهمدیگر حلالیت طلبیدیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه