خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی سید مرتضی آزاده: برادرم سیدمصطفی مفقودالاثر بود برادر دیگرم سیدمحمود گفت میروم و او را پیدا میکنم او هم به آرزویش رسید و شهید شد زمانی که اسراء را آزاد کردند یک شب خواب دیدم که در میدان روستا ایستادهام محمود از دور صدا زد مرتضی من گفتم بله گفت نگاه کن به بابا بگو که من حرفش را قطع کردم و گفتم محمود کجایی ما دلمان خیلی تنگ شده است و ایشان در حالی که جهتی را نشان داد گفت: میدانی مصطفی از این طرف رفته شما هم از این طرف بروید که راه مصطفی میباشد و حق است.
ثبت دیدگاه