حالات معنوي خاص
راوی محمد افضل حق بین: در عملیات کربلای هشت منطقه ای بود که ما دو، سه روز قبل از عملیات به آن جا رفته بودیم تا خودمان را برای این عملیات آماده کنیم. در آن جا روستایی خالی از سکنه بود. گاهی اوقات مشاهده می کردیم که شهید آزادفر از محل تجمع بچه ها دور می شود. با خودم گفتم خدایا ایشان کجا می رود. یک بار به روی پشت بام رفتم و نخلستان را تماشا می کردم که آقای آزادفر بیرون آمد و دور شدو با چشمهای تیز او را دنبال کردم که ببینم کجا می رود. وقتی که کاملا از آن جا دور شد وارد یک خانه شد. گفتم خدایا ایشان رفت آن جا چکار کند. دنبالش که رفتم دیدم در آن خانه مشغول نماز خواندن و راز و نیاز با خدا است.
ثبت دیدگاه