وصیت شماره 1 - شهید محسن آزاد
بسمه تعالى قاتلوا هم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين (توبه 14) شما اى اهل ايمان با آن كافران به قتال و كارزار برخيزيد تا خدا آنان را به دست شما عذاب و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب گرداند و دلهاى اهل ايمان را به فتح و ظفر بر كافران شفا بخشد. رفتن به جبهه از اهم واجبات الهى است(امام خمينى) با نام خدا و با ياد خدا و براى رضاى خدا و با درود بر آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و با درود بر امام عاشقان و عاشقان امام.خداوندا، تو شاهد باش كه اين بنده حقير تو لياقت صحبت براى اين امت فداكار و ايثارگر را ندارم، چه بسا دور از زبان قاصر من است، اما بر حسب مسئوليتى كه در برابر تو دارم چند كلامى مىنويسم. بارالها، تو شاهد باش كه من جز براى رضاى تو قدمى در اين راه بر نخواهم داشت و در اين وصيتنامه كلامى جز براى خشنودى تو نخواهم نوشت و در اين مسير هدفى جز لقای تو نخواهم داشت. اما چه بگويم براى شما امت غيور و قهرمان كه باعث افتخار براى اسلام و مسلمين شدید و قدرت ايمان شما پوزه جنايتكاران و خونخواران همچون امريكا و اسرائيل را به خاك ماليده و خوى عدالت گسترتان اميد محرومان و مستضعفان جهان را به نويد پيروزى و ظفر اميدوارتر كرده، پس در هر حال قدردان امام و انقلاب و خودتان باشيد. اى عاشقان، اما مسئله مهمى كه براى ما مطرح است اسلام و صدور آن است و قبل از هر چيز اين را بايد بدانيم كه قبول اسلام و اين انقلاب وارد شدن به میدان عمل است و تبديل شعار به شعور، در غير اين صورت نمىشود قدردان اسلام بود. بايد با ايمانى همچون پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و شجاعتى همچون امام حسين(علیه السلام) و راز و نيازی همچون حضرتعلى(علیه السلام) و مقاومتى همچون حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و صبرى همچون حضرت زينب(سلام الله علیها) و با علمى همچون امام محمد باقر(علیه السلام) و امام جعفر صادق(علیه السلام) و در نهايت با مرگى همچون آقا ابا عبدالله (علیه السلام)و هفتاد و دو تن مظلوم كربلا براى اين اسلام فداكارى كرد. امروز براى هر مسلمان تكليف مشخص است و امام عزيزمان با اين بيانات شيوا كه برگرفته از متن اسلام و آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است ما را راهنمايى كرده و با انجام اين وظيفه تكلیف را از سر خود ساقط نموده است و حال نوبت انجام وظيفه من و شماست كه يا بايد رهرو امامان باشيم و نه تنها در شعار بلكه در عمل بايد ثابت كنيم و يا اينكه راهى غير از اين انتخاب كنيم. قبول راه امام در اين دنيا قبول رنج و مشقت است و راهى بس مشكل است كه بايد با ايمان و صبر با تمام اين مشكلات و سختيها مبارزه كرد، باشد كه بنا به وعدههاى الهى بهشت در انتظار اين گروه است و اما راهى غير راه امام و يا آنانى كه در شعار حرف امام را پذيرفته و در عمل بر خلاف امام هستند اما وقتى موقع عمل است خود را عقب مىكشند و حاضر نيستند سختيها و مشكلات جنگ بر عليه كفر را بر خود تحمل كنند. بايد بدانند آخرت خوب در زير سقفهاى خانهها و با شعارهاى بدون عمل و عبادت تنها تحقق نمىيابد و انسان بهشتى نمیشود، مگر اینکه رنج و صدمه بسيار باید كشيد و از جهنمهاى دنيايى بايد گذشت تا به بهشت آخرت رسيد. گوهر قيمتى از كام نگان آرند *** هر كه او را غم جان است به دريا نرود. يك نكته خيلى مهمى كه بر خودم واجب مىدانم تذكر دهم اين است؛ كه گاهى زمزمههاى انحرافى از سوى دشمنان اين انقلاب به گوش مىرسد كه هدفى جز نابودى اسلام ندارند و مىخواهند اين امام بزرگوار ملت را از شما مردم شريف جدا كنند. مثلاً همين زمزمههاى صلحى كه اكنون از سوى اين دشمنان و رفاه طلبان مطرح مىشود كه هدفى جز هدف عمرو عاص در جنگ صفين با حضرت على(علیه السلام) را ندارند و صلح تحميلى را تایید مىكنند. اما اينان بدانند كه ملت ما به تجربه از صدر اسلام گول يك چنين اعمالى را نمىخورد و وقتى طالب صلح است كه خوانخوارانى همچون صدام و اربابانشان از صفحه روزگار محو شوند. و شما اى امت غيور، بدانيد كه صلح با كافر ستمگر در اسلام معنا ندارد و در خط خودتان را از صحبتهاى جالب امام مشخص كنيد كه هرگز نمىشود با اين متجاوز بعثى صلح كرد و اگر خداى ناكرده چنين شود، يعنى تسليم شدن اسلام در برابر كفر خواهد بود. ولى مطمئن باشيد سرنوشت اين جنگ بنا به گفتههاى امام بزرگوار در صحنههاى نبرد مشخص ميشود و در ميدان نبرد به پيروزى مىرسيم نه در ميزگرد صلح تحميلى. در آخر اين جمله را بگويم كه نمىدانم آنچه كه نوشتم تا چه حد مطلوب به نظر برسد و يا شايد براى سياه كردن كاغذ بوده، اما بنا به عقيدهاى كه داريم، ساقط شدن وظيفه را از سر خودمان تا وقتى مىدانيم كه خونمان به زمين ريخته شود و حال نوبت شماست كه اين رسالت را به دوش گيريد و به وظيفه خودتان عمل كنيد. و اما اين كلمات را لحظاتى قبل از عمليات براى خانوادهام مىنويسم و تقاضا دارم كه تا حد امكان به آن عمل شود. در صورت شهيد شدن من به خاطر اهداف من و به خاطر بُعد عظيم جهاد در راه خدا مبادا در خودتان ناراحتى به وجود آوريد و مبادا در پى اهداف عاليه اسلام سستى كنيد كه در غير اين صورت نه تنها خون من حقير و كليه شهدا را پايمال كردهايد بلكه آخرت خودتان را نيز لكهدار مىكنيد. اى برادرانم، على وار و اى خواهرانم، زينب گونه صبر و استقامت و پايدارى كنيد و عزم راسخ اهداف مقدس را پيگيرى كنيد كه رضا و خشنودى خدا در آن است. من به كليه شما كه واقعاً از لحاظ اخلاقى، مادى، معنوى و اجتماعى مرا كمك كردهايد و تمامى شما بوديد كه مرا به اينجا رسانديد، متشكرم و من حقير كه قاصرم از زحمات شما قدردانى كنم. انشاءالله خداوند اجر جزيل به شما عنايت كند و انشاءالله كه خداوند پدر و مادرم كه حق عظيمى بر گردن من دارند از دست من راضى بگرداند. والسلام. محسن آزاد 10/10/1365
ثبت دیدگاه