خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی سید علی آراسته: یک شب خواب دیدم که در چهار راه شهدا سینه مىزنیم. سید هاشم کنار من بود ولى صحبت نمىکرد. همینطور سینه مىزدیم تا به حرم رسیدیم. در حرم دستجات زیادى سینه مىزدند. ناگهان صداى اذان از بلندگوى حرم بلند شد. بعد از اینکه اذان تمام شد، سید هاشم را کنار ضریح حضرت دیدم که روضه حضرت زهرا(س) را مىخواند. صداى گریه مردم از هر طرف بلند شده بود. و غوغایى در حرم به پا شده بود. در این موقع از خواب بیدار شدم و آن شب، درست شب بعد از شهادت ایشان بود.
ثبت دیدگاه