نيکوکاري
راوی مصطفی صفاری: یک شب در ماه رمضان من و چند تا از دوستان به همراه سیدهاشم روانه حرم شدیم در مسیرى که مىرفتیم بچهها هرچه مىخواستند سیدهاشم برایشان مىخرید من به سیدهاشم گفتم: دوست دارى کمکت بکنیم؟ تبسمى کرد و گفت: نه خدا به جبههها برکت بدهد جبهه آنقدر به ما عزت و احترام بخشیده و آنقدر از لحاظ مادیات به ما کمک کرده که هیچ نیازى به کمک شما نیست ما بعداً متوجه شدیم که سیدهاشم حقوقش را تازه گرفته بود و براى ما خرج مىکرد.
ثبت دیدگاه