خاطرات نحوه مجروحيت
راوی سید جواد آراسته: روزى حاج اسماعیل از شهید هاشم مىخواهد که گردان را جلو ببرد او اطاعت مىکند و گردان را به طرف جلو حرکت مىدهد. یک مقدار که مىروند با دشمن درگیر مىشوند در این درگیرى سید هاشم به شدت مجروح مىشود او را عقب مىآورند و رویش پتویى مىکشند آنقدر از او خون مىرود که همه فکر مىکنند شهید شده است. هر کس که به او مىرسد پتو را کنار مىزند، برایش یک فاتحه مىخواند و مىرود. بالاخره یک نفر پتو را کنار مىزند و با دقت نگاه مىکند و متوجه مىشود که ایشان زنده هستند فوراً به بچههاى تخریب خبر مىدهد او را سریع به پشت خط انتقال مىدهند و از آنجا به تهران انتقال مىیابد و از مرگ نجات پیدا مىکند.
ثبت دیدگاه