شناسه: 186195

خواب و رویای دیگران درمورد شهید؛

راوی حسنی مختاری: دفعة آخر که فرزندم به جبهه رفته بود ، خواب دیدم که محمود برهنه آمده است و خانه مان هم شلوغ بود . ایشان مرتّب می دویدند و احوال کسی را نمی پرسیدند . عجله داشت می خواست زود برود . در نهایت رفت داخل یک خانه ای و همانجا افتاد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه