وصیت شماره 1 - شهید احمدرضا هادی نصرآبادی
« بسم الله الرحمن الرحيم »
« يا ايتهاالنفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضيه فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى »
اى نفس قدسى مطمئن و دل آرام ( بياد خدا ) امروز بحضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود به نعمتهاى ابدى او و او راضى از اعمال نيك توست باز آى و درصف بندگان خاص من در آى و در بهشت رضوان من داخل شو. ( قرآن كريم - سوره والفجر )
سپاس خداى را كه بر من هستى بخشيد و مرا در صفوف جهاد گران در راه خودش راهنمائى فرمود سپاس و ستايش خداى را كه سلطنت ملك هستى بدست اوست و درهمه عالم به همه چيز تواناست . خدايى كه مرگ و زندگانى را بر آفريد كه بندگان را بيازمايد تا كدام تقوى و خلوص اعمالش بيشتر است و او مقتدر و آمرزنده گناه بندگان است آن خدايى كه هفت آسمان بلند را به طبقاتى منظم بيافريده و هيچ در نظم خلقت خداى رحمان بى نظمى و نقصى نخواهى يافت . حمد و سپاس چنين خداى را.
درود بيكران بر يگانه منجى عالم بشريت (ص) و با سلام بر تمام اوصياء خدا ، خاص دوازدهمين اختر تابناك آسمان ولايت و امامت مهدى موعود و سلام بر نايب بر حق او بزرگ مرد الهى ، روشن گر دلها ، قلب تپنده مستضعفان جهان امام امت و سلام خدا بر شهداى راه حق و فضيلت آسمانى كه ره صد سال را يكباره پيمودند و رسالت و مسئوليت سنگينى را بر دوش ماها گذاردند كه اميدوارم ما هم بتوانيم رهرو راه سرخ آنها باشيم و خداوند هم توفيق دهد كه به آنها بپيموديم و سلام بر شما امت حزب الله ، امتى هميشه در صحنه و آگاه كه پشتيبانى خود در هر محورى از جبهــــــههاى اسلام و قوت قلبى هستند براى امام و رزمندگان ، اكنون كه چند سالى از عمرم ميگذرد براى بار ديگر خداوند كريم بر من حقير منت گذارده و مرا با قلبى پاك و مملو از عشق راهى جبهه ساخته شكر چنين خداى را كه اين چنين راهى را به من نشان داده هر چند كه رسيدن به لقاء خـــــــــداوند لياقت و شايستگى مى خواهد خلوص و تقوا مى خواهد بايد سبك شد تا بتوانيم به سوى پروردگار خويش پرواز كنيم اما باز من حقير در پيشگاه الهـــــى مايوس و نااميد نمىشوم و اميدوار مى مانم شايد خداوند نظر لطفى عنايت فرمايد و مراهم به خيل شهداء به اين قافله عظيم كه سالار قافله امام حسين (ع) است برساند بر همين مبنى به خود واجب دانستم كه چند كلمهاى يادداشت من باب وصيتنامه بجاى گذارم خدايا توفيقم ده تا بتوانم كلماتى بر كاغذ بنگارش درآورم كه براى اسلام مفيد و مثمرثمر واقع گردد خدايا در اين چند لحظه شيطان را از نزديكم دوركن چرا كه مى خواهم خالصانه و به دور ازهواهاى نفسانى قلم را برداشته و به تحرير در آورم اما چه بنويسم از شهادت بنويسم فداكارى و ايثارگرى رزمندگان بنويسم ار بخشش و كمكهاى شما امت حزب الله بنويسم از قيامت و عذابهاى الهى در آن روز بنويسم و يا از گناهان و معصيتهاى گذشته خودم ، خدايا يك عمر را به معصيت گذراندم و غفلت بر من حاكم و نفس غالب بود و بر اين همه گناه مستحق خلودنارم ولى از رحمت تو داستانها شنيده ام و يارانت سخنى گفته اند كه از رحمت خدا دمى غافل مشو خدايم بر لطفها و عطوفت هايت تو را شكر ميكنم و از درگاهت تمناى رحمت و لطفى بيشتر مى كنم . مردم خود را به خدا نزديك كنيد راه مستقيم كه انتهايش خود خداست را انتخاب كنيد و در اين راه ثابت قدم باشيد فريب شيطان را نخوريد كه خداوند خودش افراد را در صراطش راهنمائى مى كند و از نيكوكاران محبوبش ميدارد ، خدايا هرچه مى كنم كه متن را تغيير دهم و جملاتى ديگر عرضه بدارم بازيادم بر وضعيت درون خودم مى افتم و با اين كيفيت باز مى گويم خدايا رضايت را در اين ديدم كه در جبهه بمانم و بجنگم و اگر رضايت تو در شهيد شدنم است مرا ببر و اگر رضايت درماندم است مرا نگهدار و متوجه ام باش كه انشاءالله قدمى كه برميدارى در راه تو باشد انشاءالله آمين يا رب العالمين.
« والسلام »
ثبت دیدگاه