مبارزه با ضد انقلاب و منافقين
راوی غلامرضا کیوانلو: در یک درگیری که اسفندیار و دوستانش با افراد کرد و کومله داشتند اسفندیار ویکی از دوستانش توسط آنها دستگیر ودر یک اتاقی زندانی می شوند وبه مدت چند روز آذوقه به آنها نمی رسد بطوری که از معده آنها خون بالا می آید خلاصه یکی از افرادکرد ک شیعه بوده آنها را آزاد می کند و راه رسیدن به نیروهای خودی را نشان می دهد و آنها همان راه را طی می کنند تا به نیروهای خودی می رسند اما دیگر رمقی در جان داشتند و بقدری ضعیف شده بودند که پوستشان به استخوان چسبیده بود .
ثبت دیدگاه