محبت و مهرباني
راوی غلامرضا کیوانلو: به یاد دارم آن زمان که من کوچک بودم اسفندیار مرخصی آمده بود و دوباره می خواست برگردد. من آن زمان خیلی گریه کردم و دوست نداشتم که ایشان برود سرم را پایین انداخته بودم ایشان آمد سرم را بالا برد و بوسید و گفت:" باز دوباره برمی گردم و مرا خیلی دلداری داد."
ثبت دیدگاه