شناسه: 187913

لحظه و نحوه شهادت

راوی غلامرضا چوبداری: ساعت 10 و نیم شب 21 بهمن ماه سال 64 دستور حمله والفجر در فاو شروع شد کار من و محمد نقوی مقدم نصب پل شناور بر روی اروند بود. آن شب زرمندگان حمله را آغاز نمودند تا ظهر روز بعد که تعداد زیادی نروی عراقی اسیر شدند و عده ای هم به هلاکت رسیدند . نیروهای رزمنده خیلی خوشحال و شادمان بودند. ظهر هنگام نهار من و محمد بر روی پل نشسته بودیم و نهار می خوردیم من به شوخی به محمد گفتم یادت هست مه مادرت به من سفارش کرد که از تو جدا نشوم . گفت حالا من میخواهم بروم اول خطو از تو جدا شوم . بلند شد و چند قدمی جلو رفت هواپیماهای عراقی آمدند و با راکت حمله نمودند و یکی از آن راکت ها در وسط تعدادی از رزمندگان اصابت نمود که محمد هم در بین آنان بود . ناگهان دیدم که محد روی پل افتاده است و مقداری خون از وی رفت است فوری او را به اورژانس بردم و در آنجا متوجه شدم که یکی از پاهایش ترکش خورده است و به نحوه ی فجیعی مجروح گردیده است . پس از وصل سرم او را به داخل آمبولانس انتقال دادند و من هم همراه وی به درمانگاه رفتم . با تنفس مصنوعی و آمپول دکتر به معالجه وی پرداخت ولی پس از گذشت چند لحظه دکتر به من گفت که متاسفانه او شهید شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه