شناسه: 187925

خواب و روياي شهيد

راوی فاطمه نقوی مقدم: یکبار موقعی که فرزندم محمد از جبهه آمده بود، به من گفت: مادر خوابی دیدم که یک مار بزرگ خاکی آمده بود و می خواست مرا بگزد. خوابم را تعبیر کنید. من هم کتاب را آوردم و گفتم مار مالست خواب خوبی دیده ای. انشاء الله اسلام پیروز می شود و جنگ تمام می شود و شما هم می آیید که همسرتان را به خانه تان برید و زندگی مشترکتان را شروع کنید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه