شناسه: 188196

لحظه و نحوه شهادت

راوی علیرضا بلوکی : به خاطر دارم هنگامی که به همراه محمد ابراهیم در منطقه بودیم، در آن زمان من و ابراهیم و یکی دیگر از برادران رانندة قایق بودیم من تنها بودم و ابراهیم به همراه یکی دیگر از دوستان با قایق رفتند. من و دوستان در سنگر نشسته بودیم و ابراهیم جلوی سنگر بود. ابراهیم به آن برادر گفت کلید قایق را بده تا من بروم. او گفت باشد تو برو و من هم الان می آیم. آن موقع ابراهیم چهرة بسیار روشنی داشت. خلاصه بعد از اصرار زیاد ابراهیم، دوستش کلید قایق را داد و ابراهیم رفت و خودش نیز پشت سر ابراهیم بلند شد و رفت. و همین که رفت، برگشت و گفت ابراهیم را با خمپاره زدند. وقتی به محل رفتیم دیدم که یک ترکش به پهلوی او اصابت کرده و خون زیادی از او می رود. سپس او را سوار آمبولانس کردند ولی به علت شدت خونریزی در همانجا به فیض شهادت نائل گشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه