شناسه: 189217

احساس مسؤليت

راوی فاطمه منیدری: محمد می گفت : من خواب دیدم که باید بروم و در راه خدا خدمت کنم . موقع اعزام به جبهه وقتی سوار ماشین شده بود . گفتم : محمد کجا می روی ؟ گفت: کلاته . گفتم : نه برادر تو حالت فرق کرده است . گفت: نه خواهر می خواهم به کلاته بروم . گفتم : چرا نگرانی ؟ من را به کناری کشید و جریان خوابش را برایم گفت که باید به جبهه برود و به انجام وظیفه در قبال تکلیف الهی بپردازد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه