وصیت شماره 1 - شهید احمدرضا لطیفی
وصیت نامه : شهید احمد رضا لطیفی
" بسم الله الرحمن الرحیم "
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون .
گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی می برند به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود عج و نائب بر حقش امام خمینی و امید امام و امت فقیه عالیقدر منتظری نستوه و با سلام و درود خدمت رزمندگان عزیز و سلام بر ارواح پاک شهدا از صدر اسلام تا کنون از کربلای حسین تا کربلای خمینی اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان امیر المومنین علی ولی الله شهادت می دهم بر وحدانیت خداوند تبارک و تعالی و حقانیت رسول گرامیش و ولی و جانشین او علی ع و یازده فرزند عزیزش و معتقد به کلام الله مجید و ولایت فقیه می باشم و راه شهادت را تنها راه سعادت می دانم اینک که فضل و رحمت الهی شامل حال بندگان حقیری چون من شده است و لحظه ای است که باید پروانه وا رگرد شمع دوستی چرخی زنیم و هنگامی که زمان وصول به لقا ء الله و پرواز به سوی معشوق رسیده است چند کلامی به عنوان وصیت می نویسم :
با سلام خدمت پدر و مادر عزیزم پدر و مادرم مرا حلال کنید که چه زحمتها و چه زجر ها برایم کشیدید تا مرا بدین سن و سال رساندید مادرم چه شبها که بخاطر من بی خوابی کشیدی به امید اینکه در هنگام جوانی بتوانم برایت کمکی باشم امید و حسرتهای بلندی داشتی مادرم امیدی بلند اما عمری کوتاه داشتم ولی این را بدانید که الله بالاتر از تمام چیز های مادی استبرای حفظ اسلام ناموس بشریت است که باید از مادیات دست کشید و به سوی حق پرواز نمود به قول علی ع اگر وظیفه مردان دین ایننبود که حق مظلوم رااز ظالم بگیرند خاموش می ماندم ولی ای پدر و مادرم اکنون جاناسلام و انقلاب در خطر است انقلابی که برای آبیاری آن خون هزاران شهید ریخته شده است . چگونه می توانم سکوت کنم تا خون شهدا پایمال شود . مادر و پدر عزیزم اگر من شهید شدم هیچ ناراحت نشوید و محکم و استوار و راست قامت زمزمه کنید انا لله و انا الیه راجعون . همه از سوی خدائیم و به سوی او باز می گردیم و یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلنی فی عبادی و ادخلنی جنتی . اگر گریه می کنید برای مظلومی حسین و طفل شیر خواره او علی اصغر و نوجوانش علی اکبر و قاسم دامادش اشک بریزید مگر خون ما رنگین تر از خون آنها ست ؟ مگر ما از آنها افضل تر و بهتریم .
خدایا بار الها معبودا معشوقا مولایم من ضعیف و ناتوان دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حلقه در بستان در آورد و دستهایم را در تنگه چذا قطع کند پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند و سرم را در شلمچه از تن جدا نمای تا در کمال فشار و آزار دشمنان مکتبم بینند که گر چه چشمها و دستها و پاها و قلب و سینه و سرم را از من گرفته اند اما یک چیز را نتوانستند بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق به شهادت و عشق به امام و اسلام است . خدایا جند الله را که با سوگند به ثار الله و در لشگر روح الله برای شکست عدو الله و استقرار حزبر الله زمینه ساز حکومت جهانی بقیه الله است حمایت کن و اما چند کلمه ای در آخر به ؟؟ توصیه به مردم شهید پرور عرض می کنم هر کاری رابا نام خدا شروع کنید و از او کمک بخواهید حرف حق را بگوئید اگر چه بهزیان شما و پدران و مادرانتان باشد امام را فراموش نکنید و به نصایح او که از کلام وحی سر چشمه می گیرد گوش فرا دهید .
به قول منتظری نستوه مرگ بر آمریکا یادتان نرود که هر چه زجر می کشیم از اوست و اینرا بدانید که دشمن رای گرفتن اصالت هویت و دین شما از هر طریقی وارد عمل می شود و طرح و نقشه می کشد .
پس همانا آگاه باشید که خدا با ماست و مکرو او مکر الله و الله خیر الماکرین در راه اجرای عدالت سخت کوشا باشید و در این راه زمینه از مولای متقیان علی ع دری بگیرید .
دیدار همگی در روز قیامت به اتفاق پیامبر و ائمه اطهار کنار حوض کوثر . بر سر قبرم نیائید مگر برای خواندن قران و ادعیه و صلوات و طلب رحمت از درگاه خدا برای روحم .
" والسلام "
ثبت دیدگاه