شناسه: 191255

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

همان شبى که حسن به شهادت رسیده بود خواب دیدم رفته‏ام به جبهه چون در آخرین تماسى که تلفنى با هم داشتیم حسن گفت از عملیات که برگردم شما را با خودم به اهواز مى‏برم خانه سازمانى اجاره نموده‏ام در پشت یک خاکریز بودم دیدم حسن آر.پى. چى بدست نشسته است گفتم من نماز نخوانده‏ام گفتند سرت را پائین بگیر تا خمپاره به شمانخورد همین طور که گفتند نماز خواندم ناگهان خمپاره داخل سنگر ایشان خورد و من از صداى برخورد گلوله بیدار شدم و با خودم گفتم خدایا چه اتفاقى براى همسرم حسن افتاده بسیار دلواپس بودم و بعد از دو روز از سپاه آمدند خانه و گفتند حسن مجروح شده عکسش را بدهید لازم داریم گفتم مبارک باشد مى‏دانستم آخرش هم خدمت شهادت را مى‏پوشد و بعداً متوجه شدم که دقیقاً همان طور که خواب دیدم بر سر نماز در حالیکه آرپى چى کنارش بوده بوسیله خمپاره دشمن به شهادت رسیده.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه