شناسه: 191510

عشق شهادت

راوی لیلا کشمیری: یک روز همراه برادرم اسدا... سوار موتور بودیم و برادرم داشت درباره شهادت صحبت می کرد . گفتم : برادر ! خدا نکند شما شهید شوی . اگر شما شهید شوی من دق می کنم همینطور که داشتیم می رفتیم ، ناگهان ماشینی از یک حیاط بیرون آمد و نزدیک بود تصادف کنیم و من یک لحظه فکر کردم کار تمام شد و بعد برادرم گفت : خواهرم دیدی چقدر فاصله انسان تا مرگ نزدیک است . اگر الان تصادف می کردیم و می مردیم مرگ با عزتی نداشتیم ولی اگر انسان شهید شود با مرگ با عزت به سوی خدا می رود و این مرگ ارزشمند است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه