ناظر و شاهد بودن شهيد برامور
راوی فاطمه کشمیری: برادرم وقتی برای آخرین بار به مرخصی آمده بود موقع رفتن قسمت نشد با هم روبوسی و خدا حافظی کنیم و بعد از شهادتشان این مسأ له مرا آزار می داد که چرا نتوانستم با او روبوسی و خدا حافظی کنم تا اینکه شبی او را در خواب دیدم و او در عالم خواب به من گفت : خواهر چرا ناراحت هستی ؟ من که جای دوری نرفته ام بیا رو بوسی کن .
ثبت دیدگاه