آخرين وداع با خانواده
راوی سعید رئوف: روزی که آقا سید برای رفتن به منطقه حاضر می شد به من گفت: چگونه فراق و دوری تو را تحمل کنم؟ جواب دادم: اگر دوری از من و فرزندت برایت سخت است پس چرا می روی؟ در جوابم گفت: چاره ای نیست، با این که تو و فرزندم را خیلی دوست دارم ولی کس دیگری هم هست که او را بیشتر دوست دارم و او پروردگار است. از من سؤال کرد: تو چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ گفتم: من هم خداوند را دوست دارم. در جوابم گفت: پس از خداوند بخواه که به من صبر عطا کند. این را گفت و خداحافظی کرد و رفت و به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود رسید.
ثبت دیدگاه