شناسه: 193390

وصیت شماره 1 - شهید حسین فاتحی پیکانی

بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون .
بنام خدای بخشنده مهربان . کسی را که در راه خدا کشته می شود مرده نپندارید لاکه او زنده و جاوید است و لیکن شما این حقیقت را در نخاوهید یافت .
سلام ای مادر و ای پدر عزیزم اکنون که به خواست خداوند تبارک و تعالی توفیق آنرا پیدا نمودم تا در میدان امتحان الهی راه یابم امیدوارم در این راه فاتح شاد و مسرور و در بازگشت با قلبی آکنده از شادی و نوای ییروزی بر لبانم به آغوشتان باز گردم انشالله . اکنون که کوله بار هجرت بسته ام و خود را برای جهاد اصغر آماده کرده ام امیدوارم که بتوانم در جهاد اکبر پیروز شوم و آنگونه که مکتب اسلام خواسته است بتوانم خود را سرباز جند الله قرار بدهم پدرم آیا از اینکه از وجود پر ثمر عمرت یک شهید پرورش یافته در مکتب الهی بیرون آمده است افتخار نمی کنی آیا از اینکه توانسته ای در مهمترین برهه از زمان و آنهم در زمانی که اسلام عزیز مورد حملات گوناگون گرگهای عصر و شب قرار گرفته است قربانی ناقابلی را اهدا کنی خرسند نیستی . اگر جوابت مثبت است که درود خدا و رسول خدا بر تو باد که چه خوب اسلام را شناخته ای و از امتحان الهی سربلند و فاتح بیرون آمده ای و مادر عزیزم خوب می دانم که طاقت شنیدن خبر شهادت فرزندت را نداری ولی بدان که باید صبر و استقامت کرد آیا حسین ع در زمین کربلا و آیا زینب در آن همه مصیبت ها را فراموش کرده اید ایا فراموش کرده اید که زینب چگونه فریاد حسین را در برابر جباران ناریخ اقامه کرد و طاغوتیان را رسوا نمود می دانم که هر چند برایت خبر ناگواری است ولی برای خدا و برای اینکه روحم آزرده نشود از شما تنها یک خواهش دارم و آن اینکههرگز قطره اشکی در چهره ات مشاهده نشود و خنده پیروزی و قبول شدن امتحان الهی بر لبانت نقش بسته به ؟ بزرگ اثبات کن که آنچه را داده ای تنها یک امانت بوده است و شما برادر و خواهران من همه شما باید در خط سرخ شهادت که همان خط امام خمینی است قدم بردارید . برادر عزیزم تو باید راه مرا ادامه دهید و نگذارید که خون من پایمال شود .
" والسلام"

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه