وصیت شماره 1 - شهید کمال عنایتی
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه : شهید کمال عنایتی
الذین امنوا هاجروا جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون .
اول از روی محبت می رسانم من سلام دو از روی ادب بر شما دارم پیام پدر و مادر عزیز این وصیتنامه را در حالی می نویسم که کوله باری از غم و اندوه مرا فرا گرفته و بر پشت من سنگینی می کند و نمی دانم مطلبم را با چه آغاز کنم ای پدر عزیزم که از اول زندگی ات برای خانواده خود زحمت می کشی و شبها و روزها در بیابان های داغ و سوزان در تکاپو و تلاش برای بدست آوردن رزقی حلال می باشی و زحمت می کشی تا رفاه خانواده را فراهم کنی و چه سختیها که در این راه تحمل کردی و به روی خود نمی آوری ا یپدر گرامیم اکنون این جملات را با اشک برایت می نویسم و از روی تو خجالت می کشم چرا که نتوانستم زحمات تو را جبران کنم و امیدوارم که من را حلال کنی و این را بدان که همه ما رفتنی هستیم و این زندگی جاوید نیست بلکه در حیات دیگر نتیجه تلاش ما را به ما خواهند داد تا خدا نخواهد یک برگ از درختی نمی افتد و من تهفه ناقابل در نزد شما بودم که شما بایستی آنرا به صاحب اصلی پس دهید .
ای مادر عزیزم ای که از جان تو را بیشتر دوست دارم تو باید صبر داشته باشی انشالله اسلام عزیز که یادگار ؟ می باشد در همه جهان قدرت گرفته و عدل و داد بر پا می شود مادرم می دانم که شبها را چگونه صبح می کنی و روزها را چگونه با سختی تمام می کنی و مادر هر چه از عمر ما می گذرد مرگ نزدیکتر می شود پس باید بکوشیم که وقتی عجل فرا رسید از آن نترسیم و حیات جاودانی را در آغوش بگیریم و از آن استقبال کنیم مادر سعی کن شجاع و قهرمان و صبور باش که خدا صابرین را دوست میدارد مادر از تو می خاوهم که کار شکنی های بعضی افراد را به آن توجهی نکنی .
زیرا دلیل این کار شکنی ها این است که بعضی ها فکر می کنید خدا ناظر اعمال آنان نیست و تو همیشه توکل بر خدا کن و منتظر باش که انتظار به پایان می رسد و پاداش و کیفر افراد داده می شود . پس ایمانت را محکم کن و از فراق من ناراحتی نداشته باش.
این جهان رفتنی است و حیات جاودانی در دنیای دیگر است و ما مسافر هستیم که باید تلاشمان بر این اساس باشد که جاده را انحرافی نرویم تا به مقصد برسیم .
از برادرم جمال می خواهم که خود را به گونه ای با رآورد که در جامعه الگو باشد و مواظب براردان کوچکم باشد و از جلال و محمد نیز می خواهم که درس بخوانند و جلال باید درسش را با جدیت بخواند تا انشالله در دانشگاه قبول و بتواند در رشته پزشکی یا مهندسی درس بخواند از مهدی و اکرم عزیزم هم می خواهم که برای دوری برادرشان ناراحت نباشند و بدانند که من تا آخرین لحظات به یاد آنها هستم و فراموششان نخواهم کرد همچنین حسن و سمیه که هنوز قابلیت درک سخنان من را ندارند وقتی بزرگ شدند بگوئید باید تلاش کنند و زحمت بکشند و متعهد بار بیایند تا نمونه اخلاق و شهاتم و شجاعت باشد .
در آخر سخنانی برای خویشاوندانم دارم یکی اینهک بیشتر صله رحم کنند و این وصیتی است که منصور جان نیز به خویشاوندان نمود و من لازم دانستم آن را تکرار کنم و از پسر عموها یم خاوهم در زندگی سعی و تلاش برای خدا باشد و در کارها با یکدیگر بیشتر مشارکت ادشته باشند و سعی کنند که در شادیها و غمها با هم شریک باشند و در آخر از همگی شما می خواهم که اگر از دست من دلخوری داشته اید مرا ببخشید و حلال نمائید دیگر عرضی ندارم.
"والسلام"
ثبت دیدگاه