خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
قبل از اینکه خبر شهادت پدرم را به من و خانواده ام اطلاع دهند، یک شب خواب دیدم شلوار بسیجی که به تن دارد پاره و پر از خون شده است. صبح که از خواب بیدار شدم خیلی ناراحت بودم، خوابم را برای مادربزرگم تعریف کردم. مادر بزرگم ناراحت شو و گفت: انشاء الله خیر است. هنگام غروب همان روز چند نفر از دوستان به منزل ما آمدند و اطلاع دادند که: پدرم زخمی شده است. با شنیدن این سخن مادرم شروع به گریه کردن نمود، و گفت: نه، من می دانم که او شهید شده است!
ثبت دیدگاه