وصیت شماره 1 - شهید ناصر عاشقی پور
من خدا را شكر ميكنم كه در چنين برهه از زمان كه توانستم راه و رسم زندگي را بياموزم در اين موقعيت خوب كه انقلاب شكوهمند به رهبري امام عزيزمان بپا شد، راه خودم را انتخاب كردم و توانستم بخوبي در اين راه قدم بردارم.
باري مادر عزيزم شما بوديد كه شب تا صبح بر سر بالين من مينشستي و ناراحتي كشيدي و اشك ريختي و نگذاشتي كه من يك وقت نالهاي كنم و چه زحماتي كه براي من كشيدي و من روسياه حتي نتوانستم، حتي راستِ يك دم سوزن آن همه محبتهاي شما را جبران كنم، و ميدانم كه روز قيامت، براي اين همه خدمتهايي كه شما به من كرديد، من جوابگوي شما باشم. و در صحراي محشر رسوا شوم. ولي ميدانم كه شما هم مرا حلال ميكني، و از خداي بزرگ براي من طلب آمرزش مينمايي.
مادر اگر يك وقت خداوند لطف كرد كه هميشه لطف ميكند و من لياقت آن را پيدا كردم كه به آرزوي ديرينه خودم برسم، از شما ميخواهم از صميم قلب، نكند يك وقت اشك به خاطر من بريزي، اشك ريختن خوب است و ميدانم هر مادري كه جوانش را خدا از او بگيرد بخاطر مصيبتي كه براي او پيش آمده عزادار است و براي او گريه ميكند و شما هم اگر خواستيد گريه كنيد براي امام حسين، علياكبر و علياصغر گريه كن، چون آنها از ما مظلومتر بودند و سختيها كشيدند تا شهید شدند، ولي ما نه مظلوم هستيم و نه سختي كشيدیم، كه شما براي مظلوميت ما بخواهيد گريه كنيد.
از شما عاجلانه ميخواهم كه صبر را پيشه كنيد و شكر خدا را بجاآوريد كه آن امانتي كه خدا داده دوباره گرفته است، و شما بايد خوشحال باشيد كه توانستيد بخوبي از اين امانت نگهداري كنيد. و در آن هم خيانتي نكردهايد. براي اين ميگويم خيانت كه راهي را كه ميخواستم بروم، از آن جلوگيري نكرديد و گذاشتيد كه اين راه با سعادت را بروم، و از شما ميخواهم كه هميشه شب جمعهها بر سر مزار من بيايي، چون من شما را خيلي دوست ميدارم تا با هم ديدار كنيم. و درددلهاي خود را با هم دیگر بگوييم. مادر به خدا آنقدر علاقه به شما دارم كه فكر كردن دربارة آن مشكل است، و از شما ميخواهم كه مرا حلال كني و به چند سخن كه در بالا ذكر كردم به آنها عمل كني به اميد ديدار در روز قيامت و در كنار انبياء الهي و اولياء انشاءالله.
پدر عزيز و بزرگوارم شما هم مرا ببخشيد چون ميدانم كه شما با آن سن زيادي كه داشتي چگونه ميرفتي كار ميكردي و براي ما وسيله آسايش را فراهم ميكردي و ما از آن همه نعمتي كه خداوند به ما داده بود استفاده ميكرديم و يك وقت نشد كه از شما تشكر كنم و شما هم بايد به بزرگيتان مرا حلال كني و در سر نمازهايتان براي ما از خداوند طلب آمرزش ومغفرت كني و انشاءالله مزد و پاداش شما را خداوند خواهد داد چون خشتي كه از اول كار گذاشتي صاف به بالا و بالاترها برود.
از شما ميخواهم كه در همه مراحل از زندگيت خدا را در نظر بگيري و هر كاري كه ميخواهي بكني فقط توكلت به او باشد و از او يار بخواهي و هميشه در كنار پدر و مادر باشي و به آنها كمك كني و نكند يك وقت از دستت ناراحت شوند. هميشه با آنها باش چه در غذا خوردن و چه در رفت و آمد خانوادگي و هميشه و در همه جا يار و ياور پدر و مادر باشي و نماز به وقت را يادت نرود و در سر نمازهايت دعا كن و هر چه از خدا ميخواهي از او طلب كن تا به شما عنايت فرمايد.
از همگي شما ميخواهم كه در صحنه انقلاب باشيد و نكند خداي نكرده سرد شويد و بيتفاوت نسبت به انقلاب باشيد سعي كنيد هميشه پشتيبان انقلاب و امام باشيد و امام را هميشه دعا كنيد و از خدا براي او طول عمر طلب كنيد.
اگر يك وقت كسي از انقلاب و امام بدگوئي كرد جلوي او را بگيريد و نگذاريد كه از انقلاب بدگوئي كنند و او را نصيحت كنيد و بفهميد كه درد دلش چيست و او را راهنمائي كنيد.
ثبت دیدگاه