شناسه: 194989

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

شهید: رمضانعلی طاهری گوینده: ملیحه طاهری ‌ـــــــ پدر شهید: برات‌اله مادرم به من می‌گفت تو باید این طور باشی چون تو فرزند شهید هستی و پدرت در جهاد فی سبیل‌اله و در راه خدا به شهادت رسیده برای اسلام، قرآن، مردم و انقلاب و میهن جانش را داده است بعد من به مادرم گفتم که من پدرم را ندیدم و نمی‌شناسم همان شب که خوابیدم خواب دیدم که در یک مکان خیلی شلوغ هستیم و می‌گویند دو اسیر می‌خواهند بیایند و بالاخره بعد از آنکه آنها آمدند و در بالای یک بلندی که پله‌های زیادی را باید بالا می‌رفتیم با یکی از دوستانم که یکی از فرزندان شهید است رفتیم و وقتی مقابل آنها ایستاده بودیم در حالیکه به دوستم گفتم من پدرم را نمی‌شناسم دیدم پدرم که یکی از پاهایش مجروح بود جلو آمد و گفت منم پدرت ملیحه دخترم بیا و من به آغوش پدرم رفتم و دوتایی شروع به گریه کردن کردیم و چون من خیلی گریه می‌کردم مادرم از خواب بیدارم کرد و در آن موقع در خواب توانستم به لطف و کرم و کرامات پدرم چهره‌ی مبارکش را دیدم. موضوع: 1- خواب و رویای دیگران درمورد شهید 2- کرامات شهید بعد از شهادت 3- روابط عاطفی به خانواده بعد از شهادت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه