شناسه: 195269

بار آخر

به نقل از مادر شهید: عازم جبهه بود. چشم از فرزندانش برنمی‌داشت. گویا به ایشان الهام شده‌بود بار آخری‌است که آنها را می‌بیند. صورت نورانی‌اش هم گواهی این موضوع را می‌داد.
بعد از خداحافظی به همسرش گفت که سر وصیت‌نامه‌ام نرو تا وقتش شود. راضی نیستم زودتر از موعد، آن را بخوانید، سپس رو کرد به من و گفت که از فرزندانم به‌خوبی نگهداری کنید و به برادران و خواهرانم بگویید که علی‌وار و زینب‌گونه با آنها رفتار کنند.
از زیر قرآن ردش کردم و راهی شد.
مدتی نگذشت که خبر شهادتش را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه