خواب و روياي شهيد
راوی نوراحمد صفرنژاد: درآخرین مرخصی که برادرم غلامعلی آمده بود شب جمعه به من گفت: بیا با هم به مزار پدر ومادرمان برویم من به ایشان گفتم:تو که هر شب به مزار آنها می روی وفاتحه می خوانی ایشان گفت:این دفعه با دفعات قبل فرق داردومن خواب دیده ام ،دارم آخرین وداع های خود را با پدر ومادر می کنم بعد از این که به جبهه رفت هنوز چند روزی بیشتر نگذشته بود به شهادت رسیدوخواب او به حقیقت پیوست.
ثبت دیدگاه