شناسه: 196464

وصیت شماره 1 - شهید حبیب الله شاه سنایی گنیرانی

« بسم الله الرحمن الرحیم » « من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا » با درود و فراوان بر امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام خمینى و با سلام بر روان پاک شهداء و امت شهید پرور ایران و خانواده زحمت کش وصیت نامه خود را شروع مى کنم. قبلا چند وصیت نامه نوشته بودم ولى الآن که در جبهه جنوب هستم بر آن شدم که دوباره وصیت نامه اى هر چند کوتاه بنویسم ، چون بعد از آن وصیت نامه ها چیزهاى دیگرى دیدم و به ذهنم رسید. خداوندا از تو مى خواهم که از گناهان من درگذرى و من را در آن دنیا ببخشى و لیاقت شهید شدن را در راهت را نسیبم بگردانى و امام امت وخدمتگذاران به اسلام را در پناه خودت محفوظ و مصون بدارى و از امام امت مى خواهم که در آن دنیا شفیع ما بشوند. آرى برادران و خواهران الان که در این جبهه هستم در این طرف خاکریز یعنى در طرف نیروهاى اسلام عده اى عاشق خدا و از خود گذشته در راه اسلام و خاضع و خاشع و سربازان امام زمان در سنگرها نشسته و به مناجات مشغولند و در دل شب در آن نیمه هاى شب در کنارى مى نشینند و صداى العفو العفوشان به هوا بلند است درگوشه اى گوئى قاسم (ع) است و درگوشه اى گوئى على اکبر (ع) است و در گوشه اى گوئى جبیب بن مظاهر است ، آنها ندا سر میدهند و از خداى خود نصرت اسلام و مسلمین را و شهادت در راه اسلام را مى خواهند ولى برادران و خواهران و مسلمانان جهان در آن طرف خاکریزهاى دشمن یعنى یک کیلومتر جلوتر ما عده اى که به زور سر نیزه هاى دژخیمان بعثى به جنگ آورده شده اند از ترس در گوشه هاى سنگرهایشان کر کرده اند و بخودشان میلرزند و مى ترسند از اینکه رزمندگان اسلام آیا امشب به آنان حمله مى کنند و به فکر جاه طلبى و زمین گرفتن و مقام و ریاستهاى دنیائى مى جنگند و به هر جهت آنان از اسلام بوئى نبرده اند و همان هائى هستند که حضرت على (ع) و امام حسین (ع) را تنها گذاشتند و حتى آنان را به شهادت رساندند و صدام و صدامیان هم از نسل همان ابوسفیان و معاویه و یزید هستند و ما انتظارى بیش از این از آنان نداریم و نباید هم داشته باشیم آنان دست به هر جنایتى مى زنند و خون مظلومین دنیا را با همکارى شوروى و امریکاى جنایتکار و با همدستى مرتجعین منطقه در شیشه کرده اند و مى کنند و هر روز در گوشه اى از دنیا مستضعفین و مسلمانان را قتل عام مى کنند و آنان را آواره مى سازند. ولى این مردم همانطورى که امام عزیزمان فرمودند اگر با هم متحد شوند و هر کدام یک سطل آب بر اسرائیل غاصب که بانى اى همه جنایت است ، بریزند ، اسرائیل را سیل مى برد چه برسد به این پلیدان منطقه. و اى برادران قدر این امام عزیز را بدانید و با هم متحد شوید و کفر را از روى صفحه روزگار بردارید تا هم خدا و رسول خدا از شما راضى باشند. و اى برادران مسلمان در ایران هر چه مى توانید به این جبهه هاى اسلام کمک کنید و خودتان و فرزندانتان به جبهه ها بیایند تا ارتش آزادى بخش اسلام را به رهبرى روح خدا تشکیل دهید و ظلم را نابود سازید. و شما اى پدر بزرگوارم ، از اینکه سالیان دراز براى بزرگ کردن من زحمت کشیدید و متاسفانه من نتوانستم جبران این همه زحمتهاى شما را بکنم از تو مى خواهم که مرا ببخشى و براى ازدست دادن فرزندتان اشک نریزید ، زیرا که من در راه اسلام فدا شدم و از هیچ چیزتان در این راه دریغ نکنید و اگر جنازه من بدستتان رسید درتکیه شهداء اصفهان در میان دوستان و برادران به خاک بسپارید و بر بالین سرم خوشحالى کنید و شربت و شیرینى پخش کنید. و اگر هم نرسید ناراحت نباشید. چون فرزندتان فداى اسلام ، امام شد. و اى مادر مهربان و دلسوز که پاى من خیلى زحمت کشیدى تا من را به این سن رساندى ولى سرافراز باش از اینکه فرزندت در این راه رفت و دیگر فرزندانت را تشویق به این راه کن مادر با تو خیلى حرفها داشتم ولى نمى توانم روى صفحه کاغذ بیاورم ، بایستى پهلوى تو بودم و با تو مى گفتم مادر من را حلال کن و شیرت را حلالم گردان . و اى خواهرانم ، ( اسامى آنان ذکر گردیده که حذف شده است ) پیراهن مشکى به تن نکنید و خوشحال باشید که برادرتان در این راه رفته ، فرزندانتان را به این راه تشویق کنید و از شما خواهرانم که درس مى خوانید مى خواهم که بهتر درس بخوانید و قرآن و نهج البلاغه را بیشتر مطالعه کنید. و اى برادر بزرگم ، رضا از تو مى خواهم که اسلحه ام را بردارى و نگذارى به زمین بیفتد وقلب دشمنان قرآن و اسلام را نشانه روى و من را حلال کن اگر خداى نکرده من نفهمیدم و حرفى زدم و ازتو مى خواهم که از تمام برادران و اقوام و همسایگان و دوستان براى من حلالیت بطلبى . و اى برادر کوچکم مرتضى و علیرضا از شما مى خواهم که درستان را خوب بخوانید و پدرو مادر را ناراحت نکنید و به حرفشان گوش دهید. و اى امت شهید پرور ایران از شما مى خــــواهم که پیرو خط امام و ولایت فقیه و فکر شهید مظلوم بهشتى و دیگر یارانش باشید و خداى ناکرده کارى نکنید که امام عزیزمان ناراحت بشوند زیرا که رسول خدا ناراحت مى شود و خداى ناکرده به عذابى گرفتار میشوید. « من طلبنى وجدنى ومن وجدنى عرفنى و من عرفنى احبنى و من احبنى عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلى دینه و من على فانا دینه » آنکس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال خاندان را چه کند دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى دیوانه تو هر دو جهان را چه کند در پایان از کلیه برادران و خواهران التماس دعا دارم « والسلام »

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه