خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از رضا شاکریان : در یکی از شب های تنهایی و فراق از محبت پدر ایشان را در خواب دیدم که در یکی از روستاهای دور افتاده مشغول لوله کشی و رساندن آب آشامیدنی به روستائیان است در حالی که به شدت مشغول خدمت و انجام وظیفه بود دستم را به دور گردنش حلقه زدم و ایشان را در آغوش گرفتم و به شدت گریه کردم.
ثبت دیدگاه