عشق به جهاد
قبل از عملیات والفجر 9 آقای زمانزاده آمدند و به شهید کاوه اصرار کردند که حتماً باید آقای همت آبادی مسئول پرسنلی شود و من را آزاد کنید چون می خواهم در واحدهای عملیاتی کار کنم. شهید کاوه هم به خاطر اینکه ایشان منصرف بشود از این تصمیمی که گرفته بود فرمودند:" ما دیگر جای خالی نداریم. اگر قرار باشد شما بیایی در عملیات شروع به فعالیت کنی باید گروه ویژه تشکیل بدهی و عملیاتهای افتخاری انجام بدهی، یعنی شب عملیات یک تعداد رزمنده ها را برداری به روی پل پشت دشمن بروی و آن را منفجر کنی. این پل نزدیک سلیمانیة عراق است." ایشان گفت:" باشد عیبی ندارد من این کار را انجام می دهم. به هر صورت با اصرار ایشان آقای همت آبادی مسئول واحد شد و ایشان هم آمد و همان گروه را تشکیل داد و یکی دو روز قبل از شروع عملیات والفجر 9 عازم شد تا آن پل را که سلیمانیه را به شهر چوارتة عراق وصل می کرد منفجر کند. و ایشان رفت مأموریتش را انجام داد و برگشت. وقتی که آمد درگیری شدیدی در روی ارتفاع کاتو بین تیپ 57 ابوالفضل(ع) با نیروهای عراقی بود. به ایشان مجدداً مأموریت دادند که به تیپ ویژة شهدا برود و آنها را تأمین کند. ایشان به منطقة مذکور اعزام و در گیری شدیدی در آنجا رخ داد ـ و البته من چون مجروح بودم و در آنجا نبودم از زبان شهید کاوه شنیدم که بسیار از رشادت و شجاعت ایشان تعریف کرد ـ همانجا آقای زمانزاده از بالای آن ارتفاع تعداد زیادی تانک عراقی که رو به سمت بالا در حرکت بودند را با آرپی جی هدف قرار داده و با این کار به بچه ها عملیات روحیه می دهد و در ضمن گفتن الله اکبر در همانجا به درجة رفیع شهادت نائل می آید.
ثبت دیدگاه