خواب و رویای شهید
پدرم حاج علی خوابی را که دیده بود این گونه نقل می کرد : من چند شب در خواب می دیدم سیدی که شمشیر و علمی دردستش است مرا صدا می زند که علی برخیز این شمشیر را بردار و به جبهه برو . گفتم : من می خواهم به مشهد بروم گفت : نه شما به کربلا برو درنهایت من تصمیم گرفتم به جای رفتن به مشهد برای رفتن به جبهه ثبت نام کنم .
ثبت دیدگاه