وصیت شماره 2 - شهید مرتضی رحمانی مورچه خورتی
بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم اللهم ایاک انعبد و ایاک النستعین
یا شفیق و یا رفیق یا رکنی الوثیق یا چاری الهیق
بعد از حمد و ثنای الهی و سپاسگذاری از درگاهش که مرگم را شهادت در راهش قرار داد و آنکه نامش موجب آرامش قلب و محل اعتماد دلم و ای پایه ای محکم هستیم و ای رکن ایمان و نقطه جوش عشق و علاقه ام.
خدایا تو را شکر می گویم که به من منت گذاردی و مرا در جوار مجاهدان راهت قرار دادی. بارالها چقدر نعمت ها که به من دادی و من نتوانستم شکر گذار تو باشم خدایا تو می دانی من باور نمی کنم که شهید بشوم لیکن به صفت رحمانیت و رحیمیت و به فضل و بخششت و کرم و وجودت امیدوارم خدایا از تو طلب مغفرت و آمرزش می خواهم.
شهدا رفتند بی ریا و با اخلاص جان سعیدشان را دادند ما مانده ایم با کوله باری از معاصی کوچک و بزرک گناهانی که قلبمان را سیاه کرده و حجابی روی آن را پوشیده و کمتر نور حق به آن می تابد اما با این حال از درگاه خدا مأیوس نیستیم که خدا غفور و رحیم است امیدم به خداست که یأس را از جان می زداید و چهره ام را در غم گناهان بشاش می کند و نور امید در قلبم پرتو می افکند بارالها اگر خطاکارم و اگر چه با معاصی خو گرفته ام اما در اوج ضلالت و گمراهی نیز از کرامت و بزرگواریت مأیوس نیستم و این نقطه اتکاحی است که شاید مورد لطف و کرامت تو قرار گیرم و از آتش دوزخ رهایی یابم.آمین
در همین جا از تمام کسانی که مرا به نحوی می شناسند و از طرف من شر و بدی به آنها رسیده است طلب عفو و بخشش می کنم.
و اما بعد از سلام بر اولیاء الله و سلام بر پدر و مادرم و خواهر و برادرانم:
پدرم می دانم که از آمدن من به جبهه ناراحت نیستید و جان من عزیزتر از فرزندان حسین نیست و شما باید چون کوه استوار باشید شما باید افتخار کنید که پسر کوچکتان در جهاد فی سبیل الله به شهادت رسید و ای مادر عزیزم ای دوست داشتنی ترین فرد روی زمین شما که دوری مرا نمی توانی تحمل کنی ای که داغ دیده شدی هیچ ناراحت نباش و خود را اذیت نکن چه کنم وظیفه که مرا به اینجا کشانده مادرم اگر چه جبران زحماتت برایم محال است به خواست خدا و در سایه اسلام در جبهه نبرد حق علیه باطل به شهادت برسم که شهادت من ملالی باشد بر سینه شما به نشانه قدر دانی از شما.و اجر شما را به خدا و سیدالشهدا واگذار می کنم و از پیشگاه شما طلب عذر و مغفرت می نمایم و بارخدایا صدایم را بر آنان آهسته کن و سخنم را خوشایند فرما و خوی مرا برای آن دو نرم و دلم را بر آنان مهربان ساز و مرا برای آنان مدارا کن و آنان را همدم قرارده و شفیق ایشان گردان.
بارالها درخواست می کنم که گناهانی را که مایه تیره بختی ست بر من ببخشای.
بارالها گناهانی را که از اجابت دعا جلوگیری می کند به من ببخشای.
بارالها هر گناهی که به جای آوردم و هر خطایی که مرتکب شدم به من ببخشای.
در پایان سلام و درود بی پایان به خواهران و برادرانم و دیگر دوستان و آشنایان و در ضمن چند نکته لازم است تذکر دهم: من تعدادی روزه بدهکارم که 4تا از امسال است و 7روزه از دو سال پیش که برایم بگیرید و 6ماه نماز قضا دارم که از مقدار پولی که دارم استفاده کنید.
مقداری حساب با دایی قاسم و حسین خاله دارم که حسین در جریان آن است.
مقدار 1500ریال به داریوش رجبی نژاد بدهکارم و مقدرای هم به محسن جلونگر که خودش می داند چقدر است.
در پایان اگر از کسی بدهکارم و از کسی طلب دارم حساب کند که حسابی نداشته باشم و از همه شما طلب آمرزش و عفو و مغفرت می نمایم.
در ضمن علاقه دارم که اگر جنازه آورده شد پدر و ماردم و خانواده ام مشتی خاک بر رویم بریزند.
یک فانسخه از واحد در کیفم است که تحویل دهید.
اانا لله و انا الیه الراجعون
1364/06/01
ثبت دیدگاه