شناسه: 199120

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از موسی دهقان : بعد از شهادت فرزندم علی اکبر دهقان یک شب در خواب دیدم که در یک دشت سر سبز هستم و در حال قدم زدن بودم که یک ساختمان بزرگ را در وسط دشت دیدم به طرف ساختمان رفتم و دیدم که از همه ی جهات پنجره دارد صدا زدم کسی اینجا نیست. یکدفعه پسرم علی اکبر را دیدم که درب پنجره ایستاده است. به او گفتم: اینجا چه کار می کنی؟ چرا به خانه نمی آیی؟ دیگر ما را ترک کرده ای؟ گفت پدرجان این ساختمان محل نگهبانی من است و من نمی توانم آن را ترک کنم و باید تا روز قیامت اینجا نگهبانی بدهم. در همان لحظه از خواب پریدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه