شناسه: 199208

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی معصومه سلامی: همیشه دوست داشتم که بدانم محمد چگونه به شهادت رسیده است. آرزو داشتم در خواب نحوه شهید شدنش را برایم تعریف کند. یک روز به حرم رفتم و خیلی گریه کردم و امام رضا (ع) را به جوادش (ع) قسم دادم تا محمد امشب به خوابم بیاید و برایم تعریف کند چگونه ترکش خورده، بگوید چطور به شهادت رسید. شب که خوابیدم محمد به خوابم آمد گفت: چرا شما اینقدر ائمه را قسم می دهی مگر با من چکار داری؟ در همان عالم خواب گفتم: محمد دوست داشتم ببینم چطور شهید شدی؟ گفت: می دانی چطور شهید شدم؟ گفتم: نه. گفت: بالای تپه رفته بودم تا مکان دشمن را ببینم و بدانم در کجا قرار دارد، تا راهی برای بردن بولدورزها به جلو پیدا کنم که در همین حین ترکشی به سرم اصابت کرد و از روی تپه پائین افتادم. آمدم این طرف که هلی کوپتر راکد زد و تعدادی ترکش به شکمم خورد در همان عالم خواب، محمد مشغول تعریف کردن ماجرا برای من بود که من یکدفعه خودم را تکان دادم. محمد گفت: چرا خودت را این طور تکان می دهی؟ گفتم: چقدر زیبا صحبت می کنی وقتی به معراج آمدم و به بدنت دست زدم، دستم به شکمت چسبید ولی هیچ چیز نبود واقعاً هم در شکم ایشان چیزی نبود دستم را که زدم، انگار دستم به چوب خورد. درباره این موضوع از محمد سئوال کردم. محمد گفت: معصومه باور می کنی، قسم خورد و گفت: خدا را شاهد می گیرم مثل ذره آب جوش که روی بدنت بریزد و بدنت بسوزد من هم زمانی که ترکش به بدنم خورد. فقط یک ذره بدنم سوخت ولی هیچ دردی را احساس نکردم محمد می خندید، دستم را روی شکم برد و گفت: ببین که شکم من که ترکش خورده بود سالم است، سرم هم سالم است دست زدم دیدم سالم سالم است همین طور در خواب گریه می کردم، محمد گفت: اگر بدانی الان کجا هستم، گریه نمی کنی و افتخار می کنی. من خودم اصلاً ناراحت نیستم ولی تو از اینکه من این طور شدم ناراحت هستی گفتم: نه. گفت: پس بچه ها تو را اذیت می کنند. گفتم: نه. بچه ها اذیت نمی کنند فقط دوست داشتم جریان را به من بگوئی گفت: دیگر اینقدر ائمه را قسم ندهی و این قدر گریه نکنید، من جایی نرفتم که تو گریه کنی، باید افتخار کنی این چنین شوهری داشتی کسی که به خاطر اسلام رفته و شهید شده، راه ما را باید ادامه بدهید، بچه ها و خودت باید صبور باشی، برای بچه ها هم پدر باش و هم مادر. در همین حین بود که ناگهان از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه