شناسه: 199218

تواضع و فروتني

راوی عباس قلیزاده: آقای دهقان در لشکر 5 سنگر امام رضا (ع) به عنوان معاون گردان انجام وظیفه می کرد. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم ایشان تعدادی پتو و لباس را در کنار تانکر آب ریخته و لگنی را گذاشته و مشغول شستن است. گفتم: آقای دهقان چرا شما این کار را می کنید! ایشان گفت: لباسهای بچه های بسیجی است که الآن نیستند و رفته اند. دیدم کثیف مانده و خاک و آفتاب می خورد و احتمال دارد از بین برود. اینها را جمع کردم تا بشویم و در انبار بگذارم تا اگر کسی نیاز داشت، استفاده کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه