شناسه: 199221

دستگيري از ضعيفان

راوی معصومه سلامی: یک روز پیرمردی در خیابان ایستاده بود من و آقای دهقان با ماشین بودیم . ماشین را کناری پارک کرد گفت برویم ببینیم که این پیرمرد چه مشکلی دارد حدود نیم ساعت بعد آمد گفتم چه شد گفت آن پیرمرد از روستا آمده بود حالا که می خواست به روستا برگردد و پولی برای کلیه مایحتاج زندگی نداشت با او رفتم مقداری از آنها را تهیه کردیم و او را به روستا برگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه