گذشت و اغماض
به روایت از اکبر دلفراز : به خاطر دارم یک روز محمدتقی در مغازه یکی از دوستان با یک نفر در رابطه با مسائل انقلاب بحث شان شد و در نهایت با دلخوری از هم جدا شدند و شهید از مغازه خارج شد و رفت. در همان لحظه گفتم محمدتقی آلان بر می گردد . جمعی که در مغازه بودند باورشان نمی شد. مدتی گذشت و آقای دلاور وارد مغازه شد و از آن شخص معذرت خواهی کرد و همین امر باعث شد که آن شخص در رفتارش تجدید نظر کرده و انقلابی شود.
ثبت دیدگاه