شناسه: 199658

وصیت شماره 1 - شهید امیرحسین دانا

به نام خدا
من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی ومن عشقنی عشقته و من عشته قتله و من قتله دینه و انا دینه
آنکس که مرا طلب کند می یابد آنکس که مرا یافت می شناسد آنکس که مرا شناخت دوستم می دارم و آنکس که دوستم داشت به من عشق می ورزد و آنکس که به من عشق می ورید من نیز به او عشق می ورزم آنکس که من به او عشق ورزیدم می کشم او را و آنکس که من بکشم او را خونبهایش بر من واجب است پس من خودم خونبهایش هستم
مادرم سلام بر تو ای شیرزن که می دانم که منتظر من بودی تا برگردم و در کنار شما زندگی کنم ولی خدا خواست که من به ان ارزوی که داشتم برسم و در اخرت شما را شفاعت کنم و تو که با شیر خود من را بزرگ کردی پس می دانی که مرگ به استقبال همه میاید پس چه بهتر ما به استقبال شهادت برویم پس از مرگ من ناراحت نباشید فرزندی ناقابل داشتی که از خدا گرفتی و به خدا بازگرداندی پس برای من گریه نکن که بسیاری از مادران امانتی که ؟؟؟؟؟
سلام به پدر عزیزم که زحمتها فراوانی در مورد من کشیده در حال حاضر مرا به جبهه های جنگ حق علیه باطل فرستاد و خوشحال باشید پس ناراحت نباشید و برای من گریه نکنید پس اگر من شهید شدم برای شما نباید هیچ گونه ناراحتی باشد و چه افتخار بزرگی است برای شما که عاشق به معشوق خود می رسد و امیدوارم که حلال کنید و از خدا بخواه که گناهانم را ببخشید.
پدرم من کمی پول ناقابل دارم که انها را می خواهم در راه جنوب بدهم اگر بدهکار هستم از احمد بگیرید و ؟؟؟؟ دلم می خوماهد کمی از پولهایم را به آقا مهدی آقادادی بدهید مثل اینکه از من طلبکاری دارد و می خواهم به او بگویید که مرا ببخشد و من را حلال کن که من هم به پیش فرزندش رفتم راستی پدرم اگر شهید شدم من را اگر شد پهلو احمد اقا دادی یا هم درب ورودی گلستان شهدا خاک کنید پس برایم دعا کنید تا خدا گناهانم را ببخشد
به برادران عزیزم: ای برادرانم ای برادران خوبم اگر که من بد یا کاری کردم که شما را ناراحت کردم انشاالله به خوبی خودتان مرا ببخشید مادرم هم به امیدهایی فراوان اکبر را زن داد که محبوب خوشحالی من شد سلام من را به زنداداش برسانید و بگو تو مانند فاطمه باشید ؟؟ که من انها را خیلی دوست دارم انها را بزرگ کرده و ؟ و به انها بگو که عموی خوبی داشتی که همیشه به فکر شما بود به احمد بگو مانند علی باشد و از خدا غافل نشو که همیشه خدا با شما ست پس صورت سعید و مجتبی را ببوسد و همیشه به یاد من باشید و دشت شما برادران و زنداداشها را از دور می بوسم که این زمانی به خوبی می گذرد و بهتر انکه انسان ان دنیا را برای زندگی انتخاب کند
به دوستان و اشنایان بگویید که اگر بدی یا بد اخلاقی از این بنده دیدی ببخشید که خدا هم از دست شما راضی است
خدایا خدایا تا هنگام شهادت تمام ابهای دنیا را به رویم بند که مانند اقایم حسین یک جرعه ان را ننوشم همچنان که امامان نیاشامیدند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه