خاطرات بعد از مجروحیت
به روایت از صغری شم آبادی : حسین دوبار مجروح شد بار اول که مجروح شده بود او را از بیمارستان اهواز به تهران انتقال داده بودند بعد از یک شب که در تهران در بیمارستان بود به ما زنگ زد و گفت که خواب های پریشان دیده است به او اطمینان خاطر دادم چون اینجا شایعه بود که او شهید شده و دست و پایش قطع شده است وقتی برایش گفتم از پشت گوشی دستهایش را بهم زد و می گفت از دست هایم خاطر جمع شدی ولی نمی دانم چطور به تو بفهمانم که پاهایم سالم است ، هر کی به شما این حرفها را زده دروغ گفته است من تا دو شب دیگر به خانه می آیم و شب را خانه یکی از اقواممان که در تهران بود مانده و از آنجا صبح زود حرکت کرد.
ثبت دیدگاه